خرید بک لینک
خدانگهدار عزیزم اما نمیشه باورم توی چشام نگاه نکن این لحظه های آخرم آخه چطور دلم بیاد چشماتو گریون ببینم میرم ولی اینو بدون چشم انتظارت میشینم میرم ولی گریه نکن نذار از عشقت بمیرم شاید تو اوج بی کسیم با عکسات آروم بگیرم میرم ولی بدون یکی خیلی تورو دوست داره یکی که از دوری تو سر به بیایون میذاره خدانگهدار عزیزم خدانگهدار عزیزم دارم میرم از این دیار اینجا کسی منو نخواست تو هم منو تنها بذار اینجا غریب بودم ولی هیچ کی نپرسید از کجاست مسافرم باید برم گریه نکن خدا نخواست دوستم نداشتی اما من ازت یه دنده بودنم غریب بودن نا مردما تو رو ازم ربودنم میرم ولی بدون فقط تویی دلیل بودنم مهمون نوازی کردنا منو از اینجا روندنم میرم ولی گریه نکن نذار از عشقت بمیرم شاید تو اوج بی کسی با عکسات آروم بگیرم میرم ولی بدون یکی خیلی تو رو دوست داره یکی که از دوری تو سر به بیابون میذاره

برچسب: نویسنده: نگار صالح‌پور تاريخ: يکشنبه 26 آذر 1396 ساعت: 0:27

اونکه یه وقتی تنها کسم بودتنها پناهه دله بی کسم بودتنهام گذاشتو ، رفت از کنارماز درد دوریش ، من بی قرارمخیال میکردم پیشم میمونه ، ترانه ی عشق واسم میخونهخیال میکردم ، یه همزبونه…نمیدونستم نامهربونه..با اینکه رفته اما هنوزم ، از داغ عشقش دارم میسوزمفکر و خیالش همش باهامه ، هر جا که میرم جلو چشامهدلم میخواد تا دووم بیارم ، رو درد دوریش مرهم بزارماما نمیشه راهی ندارم ، نمیتونم من طاقت بیارماونکه یه وقتی تنها کسم بودتنها پناهه دله بی کسم بودتنهام گذاشتو ، رفت از کنارماز درد دوریش ، من بی قرارمخیال میکردم پیشم میمونه ، ترانه ی عشق واسم میخونهخیال میکردم ، یه همزبونه…نمیدونستم نامهربونه..

برچسب: نویسنده: نگار صالح‌پور تاريخ: يکشنبه 26 آذر 1396 ساعت: 0:27

متن آهنگ هوشمند عقیلی به نام سایه : رفتم به دیدن او با یک عشق خداییبا یک سبد پر از گل در عین بی ریاییگویی به من می گفتند پنجره های خونهمنتظرت نبوده برگرد برو دیوونهبرگرد برو دیوونه هرچه به در کوبیدم نشن®

برچسب: نویسنده: نگار صالح‌پور تاريخ: يکشنبه 26 آذر 1396 ساعت: 0:27

روباه گفت :تو اگر دوست می خواهی مرا اهلی کن .......شازده کوچولو پرسید : اهلی یعنی چه ؟روباه گفت :یعنی ایجاد علاقه کردن .....شازده کوچولو پرسید : چطوری ؟روباه گفت : با صبوری کردن .....روباه گفت : ارزش گل تو به قدر عمریست که به پاش صرف کردی ....شازده کوچولو برای آن که یادش بماند تکرار کرد به قدر عمریست که به پاش صرف کرده ام ....روباه گفت : انسان ها این حقیقت را فراموش کرده اند اما تو نباید فراموشش کنی ، تو تا زنده ای نسبت به چیزی که اهلی کرده ای مسئولی ، تو مسئول گلتی .....شازده کوچولو برای آنکه یادش بماند تکرار کرد : من مسئول گلمم ....( شازده کوچولو از آنتوان دو سنت اگزوپری )

برچسب: نویسنده: نگار صالح‌پور تاريخ: يکشنبه 26 آذر 1396 ساعت: 0:27

من خوبم

توخوبی دکی

پس چرا من بازم تنهام دکی

بازم تو تنهایی دکی

تو تنها تنها چه کار می کنی

بیا تا اون ابله منو دست ندازه

رفتی پیشدکی جونت

همون که گفتم چه غلطی کرده

به مادرت بگو ذرت خوبه

بیا برویم از این دیار من وتو

تو دست منو بگیرو من دامن تو


برچسب: نویسنده: نگار صالح‌پور تاريخ: يکشنبه 26 آذر 1396 ساعت: 0:27

مرحبا اي پيک مشتاقان بده پيغام دوست تا کنم جان از سر رغبت فداي نام دوست واله و شيداست دايم همچو بلبل در قفس طوطي طبعم ز عشق شکر و بادام دوست زلف او دام است و خالش دانه آن دام و من بر اميد دانه اي افتاده ام در دام دوست سر ز مستي برنگيرد تا به صبح روز حشر هر که چون من در ازل يک جرعه خورد از جام دوست بس نگويم شمه اي از شرح شوق خود از آنک دردسر باشد نمودن بيش از اين ابرام دوست گر دهد دستم کشم در ديده همچون توتيا خاک راهي کان مشرف گردد از اقدام دوست ميل من سوي وصال و قصد او سوي فراق ترک کام خود گرفتم تا برآيد کام دوست حافظ اندر درد او مي سوز و بي درمان بساز زان که درماني ندارد درد بي آرام دوست

برچسب: نویسنده: نگار صالح‌پور تاريخ: يکشنبه 26 آذر 1396 ساعت: 0:27

عاشقی

درد بی درمان دارد جای و پای عاشقی
ابر بی بارش می غرد در هوای عاشقی
بغض دارد این گلوی مستعد گریه ها
همچو خاکستر میسوزد در جفای عاشقی
درد دریا می کشد او را به موج و التهاب
صخره ی ساحل شود سپر بلای عاشقی
کوه هم با آن صبوری تا زانوان خم می شود
می خروشد چون آسمان با نوای عاشقی
هر که پایش در پس و قلبش به پیش یار است
«همچو دریا پس زده شد» در سزای عاشقی

#صفا ـ زارع


برچسب: نویسنده: نگار صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 20 آذر 1396 ساعت: 9:32

لعنت خدا  بر هرچه حرام زاده بی ناموس جحنمی که به عذاب خدا گرفتاربشن  که بین دوعاشق جدایی نیندازن  چه یه روز یه یه سال چه ۷ سال چه بیست سال. جوابشو می بینن اخرشم لعنت خدا بر انها باد.

برچسب: نویسنده: نگار صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 20 آذر 1396 ساعت: 9:32

متن آهنگ رفتم که رفتماز برت دامن کشان رفتم ای نامهرباناز من آزرده دل کی دگر بینی نشانرفتم که رفتمرفتم که رفتماز برت دامن کشان رفتم ای نامهرباناز من آزرده دل کی دگر بینی نشانرفتم که رفتمرفتم که رفتماز من دیوانه بگذربگذر ای جانانه بگذرهر چه بودیهر چه بودم بی خبر رفتم که رفتمرفتم که رفتمشمع بزم دیگران شوجام دست این و آن شوهر چه بودیهر چه بودمبی خبر رفتم که رفتمرفتم که رفتمبعد از این بعد از این کن فراموشم که رفتمدیگر از دست تو می نمی نوشتم که رفتمبا دل زود آشنا گشتم از دامت رهابی وفا بی وفا بی وفا رفتم که رفتمبی وفا بی وفا بی وفا رفتم که رفتممن نگویم که به درد دل من گوش کنیدبهتر آن استبهتر آن است که این قصه فراموش کنیدعاشقان را بگذارید بنالند همهعاشقان را بگذارید بنالند همهمصلحت نیستمصلحت نیست که این زمزمه خاموش کنیدمن نگویم که به درد دل من گوش کنیدبهتر آن است که این قصه فراموش کنیدشمع بزم دیگران شوجام دست این و آن شوهر چه بودیهر چه بودمبی خبر رفتم که رفتمرفتم که رفتم

برچسب: رفتمبرای, نویسنده: نگار صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 20 آذر 1396 ساعت: 9:32

هر جا می نابی بود چشمه پر آبی بودهر جا که مهتابی بود یک دل بی تابی بودجاتو خالی کردم جاتو خالی کردمجاتو خالی کردم جاتو خالی کردمهر جا دلم راضی بود سازی و آوازی بودهر جا که همرازی بود منظر دلبازی بودجاتو خالی کردم جاتو خالی کردمجاتو خالی کردم جاتو خالی کردمآره جاتو خالی کردم می دونی هواتو کردمدیگه من سفر نمی رم آخه بی تو من می میرمدوباره میم به خونه دیگه شده دل دیوونهعاشق گیسوی توست یکی یکی دونه دونه یاد تو با من همیشه همسفرهبی تو که باشم این دلم در به درهنکنه یه روز خدا تو رو از من بگیرهبدون تو این عمر من بی ثمرهآره جاتو خالی کردم می دونی هواتو کردمدیگه من سفر نمی رم آخه بی تو من می میرمدوباره میآم به خونه دیگه شده دل دیوونهعاشق گیسوی توست یکی یکی دونه دونه هر جا چمنزاری بود نی لبک و تاری بودهر جا که گلزاری بود می بود و میخواری بودجاتو خالی کردم جاتو خالی کردمجاتو خالی کردم جاتو خالی کردمهر جا برازنده بود محفل شاهنده بودهر جا که زیبنده بود عطر گل آکنده بودجاتو خالی کردم جاتو خالی کردمجاتو خالی کردم جاتو خالی کردمآره جاتو خالی کردم می دونی هواتو کردمدیگه من سفر نمی رم آخه بی تو من می میرمدوباره میآم به خونه دیگه شده دل دیوونهعاشق گیسوی توست یکی یکی دونه دونه یاد تو ب من همیشه همسفرهبی تو که باشم این دلم در به درهنکنه یه روز خدا تو رو از من بگیرهبدون تو این عمر من بی ثمرهآره جاتو خال

برچسب: نویسنده: نگار صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 20 آذر 1396 ساعت: 9:32

به قربون صدای عشق و گیسوی بد اقبالشدلم از مو بریده بی هوا افتاده دنبالشبه قربون صدای عشق و گیسوی بد اقبالشدلم از مو بریده آی دلم از مو بریدهبی هوا افتاده دنبالشبه دست امن یار من پرنده اعتماد میکردشنیدن صداش انگار عمر منو زیاد میکردمثال قاصدک تو باد نکنه بی دفاس یارم نمیومدبه چشماس خب یعنی الان کجاس یارم نصیبم از رخ ماهش به جز بغض غروبی نیستدریغا بخت ما انگار امانت دار خوبی نیستحسود به ما شبیخون دل بی کس دل تنهادیگه این بادگاری رو نمیشه پس گرفت از مابگو طعنه زدن مردم دل بی صاحب مارویه دم طاقت نمیاورد کسی مصائب مارونپرسیدم که اون چشما ادامه کدوم قسمبه اون نگاه مست قیامت تو همین دنیاسبه دست امن یار من پرنده اعتماد میکردشنیدن صداش انگار عمر منو زیاد میکردمثال قاصدک تو باد نکنه بی دفاس یارم نمیوم

برچسب: میکردترانه, نویسنده: نگار صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 13 آذر 1396 ساعت: 22:37

♫♫ دلربا، دلنشین، شیرین ادا، نازنینبه کجا رفتی بیا تب و تابم را ببین ...چه شبی دارم تنها تنهایی و تنهاییگره از گیسو بگشا تا ز سحر در بگشایی ...بهار اومد که گلها رنگ و وارنگه جونمدیدن یار سر چشمه قشنگه جونم ...بچینم گلی بیارم در سرایت جونمببینم رویتریزم در پیش پایت جونم ...گلنارم گلنارم غم تو بر دل دارمنفسی بنشین یارا من تشنه دیدارم ...گل به گیسویت بستی ما را پریشان داریبه پریشانی شادم گر تو روا میداری ...بهار اومد که گلها رنگ و وارنگه جونمدیدن یار سر چشمه قشنگه جونم ...بچینم گلی بیارم در سرایت جونمببینم رویتریزم در پیش پایت جونم ...دلربا، دلنشین، شیرین ادا، نازنینبه کجا رفتی بیا تب و تابم را ببین ...چه شبی دارم تنها تنهایی و تنهاییگره از گیسو بگشا تا ز سحر در بگشایی ...

برچسب: نویسنده: نگار صالح‌پور تاريخ: يکشنبه 12 آذر 1396 ساعت: 13:33

ااخر زمان یعنی چی یعنی رییس اموزش پرورش رشوه بگیره یعنی حرف یه زن هر جایی رو قبول کنن حرف تورو نه یعنی مدیر کل و بقیه بازن هر جایی باش تا به تو اسیب بزنن یعنی خانوادت پول بگیرن تهمت کاری که خودشون کردن رو به تو نسبت بدن. بعنی زنا با محارم انقدر زیاد بشه که تو شاخ در بیاری یعنی دزدی انقدر زیاد و فقر بی داد کنه. یعنی تو بگی این حرو زادس ولی اون فرد شغل و مقامش هی بالاتر ببرن. یعنی خورشید را به حاشیه ببرن یعنی مردم را ابله فرض کنن دروغ های شاخ دار ارتباط با امام زمان بگن یعنی چیزهای رو که تو پیش بینی کردی به اسم خودشون تمام کنن یعنی هر گناهی کبیره ای که انجام دادن رو بندازن گردن تو یعنی از بالا تا پایینشون حرام زاده و دروغ گو باشن . یعنی مثل سگ تو لجن گناه باشن خودشون خانوادشون نفهمند یعن

برچسب: نویسنده: نگار صالح‌پور تاريخ: يکشنبه 12 آذر 1396 ساعت: 13:33

سربازان وارد روستائی شدند و به همه زنان تجاوز کردند به استثناء یک زن که با مقاومت توانست سربازی را بکُشد و سر او را ببُرد.پس از برگشت سربازان به پادگانها واقامتگاه ها ، همه زنان نیز از خانه هایشان بیرون آمدند و لباسهای پاره پاره خود را با گریه ای دلسوزانه جمع می کردند به جزء آن زن.از خانه اش با عزت و افتخار در حالی خارج شد که با در دست داشتن سر آن سرباز ، به دیگر زنان با تحقیر نگاه می کرد و گفت: تصور داشتید بگذارم به من تجاوزی کند بدون آنکه بمیرم یا او را بکشم؟! زنهای روستا به یکدیگر نگاه کردند و تصمیم گرفتند او را بکشند تا مبادا با شرافتش بر آنها برتری داشته باشد و هنگام بازگشت همسرهایشان پرسیده شود چرا همانند او مقاومت نکردید. بنابراین با حمله ای دست جمعی ، او را کشتند.(شرافت را کشتند تا خ

برچسب: فسادشان, نویسنده: نگار صالح‌پور تاريخ: يکشنبه 12 آذر 1396 ساعت: 13:33

شنیدی می گن تب کنم پرستارم تو باشی

تب کردم

لرز کردم

خسته و تنها گوشه خانه تو نیستی

البته تقصیر حرام زاده هایی که چیزی رو که می خواستن باور کردن نه چیزی رو که واقعیت بود چون خودشون اونجوری بودن اشک تمساح می ریختن.

برای ثابت موندن خودشون ۲۰ سال از زندگی کسی رو بادرد رنج خوردن.اون که باشما کاری نداشت.

حرام زادها اصلی کاریم بیاد همین کار را می کنید.


برچسب: نویسنده: نگار صالح‌پور تاريخ: يکشنبه 12 آذر 1396 ساعت: 13:33

آهنگ دیره دیره شاهرخ یه روز میآد که دنبالم بگردی اونوقته که میفهمی باهام چه کردی یه روز میآد همش با چشم گریون بپرسی من کجام از این و از اون بپرسی من کجام از این و از اون وقتی میآی که دیگه دیره دیره طفلکی دل یه جوری یه جایی گیره وقتی میآی که دیگه دیره دیره طفلکی دل یه جوری یه جایی گیره مجبور بی اونی که بخواد بمونه زندگیشو تو پوچی بگذرونه نصف دلش پیش تو نصفی اونجا بیفته از چاله تو تو اون چاه بیفته از چاله تو تو اون چاه وقتی میآی که دیگه دیره دیره طفلکی دل یه جوری یه جایی گیره اون وقت میبینی تو با خودت چه کردی داشیتشو امروز هی باید بگردی نه میشه دل بکنی و نه میشه که بمونی نه دیگه من اونم و نه خود تو هم همونی وقتی میآی که دیگه دیره دیره طفلکی دل یه جوری یه جایی گیره وقتی میآی که دیگه دیره

برچسب: نویسنده: نگار صالح‌پور تاريخ: يکشنبه 12 آذر 1396 ساعت: 13:33

اولین بار که اشتباه کردم گفتی ترکم می کنی میری منو جا میزاریدومین بار که من گناه کردم تو به من گفتی به من گفته بودی میری منو تنها میزاریرفتی از کرده پشیمونم من،قدر عشق تو رو میدونم منیار شیرین سخنم،یار شیرین سخنم،نمیشه ازت دل بکنمعزیزم دوسِِِِت دارم چرا نمیای به دیدنممی دونم که اشتباه بود میدونمنگو یارت بی وفا بود می دونممی دونم رفتن تو تقصیر من بود میدونمتو که نیستی دیگه اینجا جای من نیست بمونمیار شیرین سخنم،یار شیرین سخنم،نمیشه ازت دل بکنمعزیزم دوسِِِِت دارم چرا نمیای به دیدنممی دونم چشماتو گریون کردمدل نازک تو رو خون کردمتو رو از عشق خودم پاک پشیمون کردمتا که آرزوتو با دروغ ویرون کردمیار شیرین سخنم،یار شیرین سخنم،نمیشه ازت دل بکنمعزیزم دوسِِِِت دارم چرا نمیای به دیدنماولین بار که اشتباه

برچسب: سخنمچرا, نویسنده: نگار صالح‌پور تاريخ: يکشنبه 12 آذر 1396 ساعت: 13:33

گفتی زود برگرد

چی کار کنم حرام زاده زیاد و من دست تنها مثل خودش همیشه تنها و تنهای اول ناراحت نباش خدا کمک می کنه انتخاب ما اشتباه نیست بله درسترین تصمیم زندگی مان است اگر از راه عادی شد که شد وگرنه کاری می کنم با این حرام زاده های جحنمی که تو تاریخ بنویسند جوری که یاد بگیرند دیگه رو حرف من نه نیارند درضمن گفتم که کسی نمی تونه مارو از هم جدا کنه از این خوشحالم که دشمن وهر کی مانع من میشه زنا کار و حرام زاده هست انسان شریف مانع رسیدن ما نمی شود مرگ اخرین هدیه ای است که تقدیمشان می کنم.بدرود


برچسب: نویسنده: نگار صالح‌پور تاريخ: يکشنبه 12 آذر 1396 ساعت: 13:33

خدا خدای مستون خدای می پرستونبه حق هر چی عشقه ما رو به هم برسونما رو به هم برسونخدا دل تو تنهاست مثل یه تک درختهتو تنهایی می دونی تنها بودن چه سختهتنها بودن چه سخته ,,, خدا نظر به ما کن نظر به عاشقا کنما رو که مست عشقیم به حال خود رها کنبه حال خود رها کنعجب صفایی داریم حال و هوایی داریمبه یار می گم نخور غم ما هم خدایی داریمما هم خدایی داریمخدا خدای مستون خدای می پرستونبه حق هر چی عشقه ما رو به هم برسونما رو به هم برسون ,,, ما دو تا جفت جفتیم ما دو تا جور جوریمنزدیک ما دلامون اگر چه دور دوریمنزدیک ما دلامون اگر چه دور دوریمتو عاشقای دنیا که از همه سریم مااز صد هزارتا مجنون که واللا بد تریم مااز صد هزارتا مجنون که واللا بد تریم ماخدا خدای مستون خدای می پرستونبه حق هر چی عشقه ما رو به هم برسونم

برچسب: نویسنده: نگار صالح‌پور تاريخ: يکشنبه 12 آذر 1396 ساعت: 13:33

خسته شدم

به دوست مشترکمون بگو روبه راه کنه کار هارو

بریم خواهش

تا ازدست نرفتم عزیزم

غیر از تو هیچی برام نمونده

دیگه یادمه وغیر تو به کسی نمی تونم فکر کنم.

هر چند میدونم تو هم غیر از من به کسی فکر نمی کنی.

دوست درام .


برچسب: نویسنده: نگار صالح‌پور تاريخ: يکشنبه 12 آذر 1396 ساعت: 13:33

علت کوری یعقوب معلوم بود

 

شهر بی یار مگر ارزش دیدن دارد.

برچسب: نویسنده: نگار صالح‌پور تاريخ: پنجشنبه 2 آذر 1396 ساعت: 9:53

صفحه بندی